حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

721

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

به قدر دو كرور آلات از قبيل ظروف و تخت و صندلى خارج كرده‌اند كه بفروشند . در اين صورت ، خيال كنيد چه مىشود . ساوجبلاغ را هم تا رودخانهء . . . « 46 » كه لاهيجان « 47 » ها را با مرودشت و ورنه به آن طرف مىدهد و در حقيقت ، سرچشمهء فرات است ، رفته بگيرند . خداوند تفضل كند ، به اين قدرها قانع شوند ؛ بلكه قريب به يقين است كه كارها عما قريب يك طرفى خواهد شد . جمعه 3 رجب 1324 قمرى هو فرزند مكرم حالم را بخواهى ، على كل حال كفران نعمت نمىكنم . اگر در اين دو سه سال در تهران بودم ، نعوذ بالله كه چه مىشد . گوشه‌اى امن دارم ، خداوند زوالش ندهد ؛ مسئوليتى ندارم ، نگرانى از طرف شما ندارم ، زيرا كه به نقد ، طرف اعتناء و آسوده از زحمت و دوندگى هستيد ، پيشامد امور را هم جز ذات پاك خدا ، احدى نمىداند و به هيچ چيز مربوط و مشروط نيست . كارهاى تهران را به وسائط مختلفه بىخبر نيستم ؛ آن را هم حسا مىدانم به كجا منتهى خواهد شد . حضرت اقدس هم فارغ البال ، بدون انتظار ، مشغول ترتيب امور املاك است . در اين هفته تشريف‌فرماى طوج و برج خليل و ساير املاك بلوك ارونق مىشود و زمستان را عزيمت املاك جديد الابتياع اردبيل و مشكين را دارند . نظام الدوله هم از تهران براى حكومت اردبيل حركت كرده است . سبحان الله از حرص و سفاهت اين مرد كه با اين مكنت و احترام و آسودگى و خانه و باغ و زنى كه داراى سالى 30 هزار تومان فايدهء ملك دارد و منقطع النسلى ، باز دنبال حكومت مىرود . مردم بدبخت براى حفظ چهار پارچه خرابه و احترام ظاهرى ، خود را گرفتار زحمت و ذلت مىكنند . اين مرد چه مىگويد ؟ كاغذى از صارم الملك رسيده بود ، اگرچه لطفعلى خان اصرار كرد كه فرستادن اين ، منافى بندگى نسبت به سردار مكرم است نفرستيد ، من اعتناء به حرف او نكرده فرستادم كه مسبوق بشويد . واقعا عالم اين دو برادر نسبت به ما دخلى به ساير خوانين ندارد . با اينكه كارى و مداخلى ندارند ، هيچ‌وقت از رسوم انسانيت با من فروگذار نكرده‌اند . برادر ساعد الملك مرده است ، براى برچيدن ختم مىروم ، فرصت ندارم . جناب وزير بىنظير و نايب الحكومه دزفول را احوالپرسى بكنيد . راستى مدت‌ها است از حال ميرزا على خان خبر ندارم . پنج‌شنبه 23 رجب 1324 قمرى هو فرزند مكرم پاكت 14 جمادى الاخر ، بيست و يكم رجب رسيد . از سلامت

--> ( 46 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 47 ) - منظور لاهيجان كهنه و نو است .